آموزش قربانی پژوهش


سالهاست که معلم و استاد را بیشتر با تعلیمش می شناختند، اما در سالهای اخیر عملا چنین چیزی کامل از بین رفته یا در حال از بین رفتن است. دلیل اصلی این اتفاق پر رنگ شدن بیش از اندازه پژوهش است. شکی در آن نیست که پژوهش مقوله بسیار مهمی است و نباید از ارزش آن بکاهیم، اما باید در نظر گرفت که اهمیت بیش از اندازه به این موضوع هم باعث سایه انداختن آن روی آموزش می شود. به نوعی می توان گفت آموزش قربانی پژوهش شده است.
اساتید دانشگاه بدون زحمت خاصی می توانند امتیازات بخش آموزش را در تبدیل وضعیت و ارتقا و ... به دست آوردند، اما قوانین سخت گیرانه قسمت پژوهش در تبدیل وضعیت و ارتقا اعضای هیات علمی دانشگاه ها را تحت فشار قرار می دهند. با توجه به اینکه رعایت ارزشهای انسانی ربطی به میزان تحصیلات یک شخص ندارد، کم نیستند اساتیدی که این فشار بیش از اندازه قوانین پژوهشی را به دانشجویان دکتری و کارشناسی ارشد و گاها حتی به دانشجویان کارشناسی خود منتقل می کنند و دانشجویان بیچاره قربانی رشد استاد خود می شوند. همچنین اساتید با بی اعتنا شدن به تدریس تمرکز خود را به سمت پژوهش می برند. برای همین عموما حداقل واحد موظفی را تدریس می کنند. بدون آمادگی لازم سرکلاس حاضر می شوند و شاید هم قسمتی از زمان کلاس های درسی خود را در طول ترم باز با همان کارهای پژوهشی پر می کنند.
هر چند همچنان کم نیستند، استادانی که با تمام وجود تدریس می کنند و برای تدریس انگیزه اصلی شان عاشق بودن است نه کسب امتیاز برای تبدیل وضعیت و ارتقا یا کسب درآمد. عشقی که در وجودشان به معلمی دارند. به نظر می آید بهتر است در زمینه قوانین بالادستی تجدید نظر هایی انجام گیرد. درست است که قوانین فعلی باعث شده تولید علم به کمک همین پژوهش ها در ایران به سرعت بالا برود و اساتید و دانشمندان ایرانی هر روز بر تعداد مقالاتشان اضافی می کنند و H-Index خود را بالاتر می برند و باعث بهتر دیده شدن ایران در جهان می شوند. اما سوال اینجاست که این پژوهش ها و مقالات تولیدی ناشی از آنها به غیر از بالا بردن رده بندی ایران در تولید مقاله چه سودهای دیگری داشته است؟ آیا باعث ارتقای صنعت شده است؟ آیا باعث رشد تکنولوژی در ایران شده است؟ چند درصد مقالات تولیدی ایرانیان، راه حلی کاربردی بوده است برای مشکلات داخل ایران؟
در نقطه مقابل کمرنگ شدن آموزش در دانشگاه ها چقدر به نفع ایران تمام شده است. با ادامه روند فعلی و سوق دادن دانشجویان به جای یادگیری عمیق دروس به سمت تولید مقاله و سوق دادن اساتید به جای آموزش مناسب به سمت تولید مقاله چه نتیجه ای برای ایران در بلند مدت خواهد داشت؟
بهتر است به موارد بالا عمیق تر فکر کنیم. شاید بهتر است زودتر از تخیل برتر بودن دراثر تولید مقاله را از ذهنمان خارج کنیم و اگر دوست داریم به کشورهای پیشرفته دنیا نزدیک شویم، راهی بهتر از تولید مقاله را انتخاب کنیم. باز هم در پایان تاکید می کنم که قصد بنده از مطرح کردن این نوع صبحت ها حذف پژوهش از دانشگاه ها نیست، بلکه تناسب ایجاد کردن بین آموزش و پژوهش است.

با تشکر و تقدیم احترام – دکتر توحید ادیبی –
مدیر آموزش و تحصیلات تکمیلی دانشگاه بناب و استادیار گروه مهندسی مکانیک